به گزارش سرویس چند رسانه ای پایگاه خبری تحلیلی «صبح جهرم»، جهرم دیشب تنها یک شهر نبود؛ دلی بزرگ بود که برای کودکان میناب میتپید. از ساعتی پیش از آغاز تجمع، خیابانهای اطراف محل برگزاری مراسم بهتدریج مملو از مردمی شد که برای ابراز همدردی با خانوادههای دانشآموزان شهید میناب گرد هم آمده بودند.
در میان جمعیت، چهرههایی از نسلهای مختلف دیده میشد؛ پیرمردی که با عصا قدم به مراسم گذاشته بود، مادری که کودک خردسالش را در آغوش داشت، نوجوانانی با لباس مدرسه و دختران و پسرانی که شمع به دست، نام دانشآموزان شهید میناب را زمزمه میکردند. فضای مراسم آمیختهای از اندوه، همدلی و سکوتی سنگین بود که گاه با شعارها و زمزمههای جمعیت شکسته میشد.
خانوادههای شهدای دانشآموز میناب نیز در این تجمع حضور داشتند؛ خانوادههایی که هنوز داغ تازه فرزندانشان در چهره و نگاهشان پیدا بود، اما در میان مردم جهرم تنها نبودند. شهروندان با حلقهای از همدلی پیرامون آنان ایستاده بودند؛ با نگاههایی آکنده از اندوه، اشکهایی بیصدا و پلاکاردهایی که هر کدام روایتگر دردی مشترک بود.
بر روی یکی از دستنوشتهها آمده بود: «با از بین بردن مدرسه، راه امید آینده را نمیتوان بست.» در نقطهای دیگر از جمعیت نیز پلاکاردی در میان پرچمها دیده میشد که بر آن نوشته شده بود: «امت اسلام در انتظار انتقام خون ۱۵۶ کودک شهید هستند.»
با گذشت زمان، بر تعداد حاضران افزوده میشد و صدای شعارها در فضای شب طنین میانداخت. جهرم در این شب، صحنه حضور همه نسلها بود؛ کودکانی که شاید هنوز معنای جنگ را بهدرستی درک نکنند، اما با چشمانی معصوم به تصاویر دانشآموزان شهید نگاه میکردند، مادرانی که اشک میریختند و پدرانی که سکوتشان سنگینتر از هر شعاری بود.
در گوشهای از مراسم، زنی آرام زیر لب میگفت: «مدرسه باید جای صدای زنگ باشد، نه صدای موشک.»
این مراسم تنها یک تجمع اعتراضی نبود؛ روایت همدلی مردمی بود که درد کودکان شهید را درد فرزندان خود میدانستند. هر شمع روشن، هر پرچم برافراشته و هر پلاکارد دستنویس نشانی از همراهی مردمی بود که آمده بودند بگویند نام دانشآموزان شهید میناب فراموش نخواهد شد.
دیشب جهرم در کنار خانوادههای داغدار میناب ایستاد؛ شهری که زن و مرد، کوچک و بزرگ، یکصدا برای کودکانی گریستند که قرار بود فردای این سرزمین را بسازند.
عکاس: محمد گرامی
آغاز گردهافشانی ۷۰۰ هکتار انجیرستان دیم جهرم

























